خرید بک لینک
راستش افتادم تو فاز کل کل کردن با رئیس یعنی خب کلانم مقصر خودش بود منو مجبور کرد یک قولی بدم که عملا بی معنی بود و من خودم اون وظایف رو قبلشم انجام می دادم ولی وقتی ازم خواست مثل سوگند نامه بقراط تکرار کنم براش که من این وظایف را در مدت یکسال به عهده خواهم گرفت منم طبعا افتادم تو خط کل کل که روش کم شه حالا از صبح گیر داده به سایت گروه و خوشبختانه همشم شکست خورده جز یک مورد خیلی کوچک که اونم خیلی مهم نبود و نتونست کار منو زیر سوال ببره خب حقش بود وقتی مثل بچه ادم بهش می گم که من همه این وظایف رو انجام میدادم باور نمی کرد حالا بیاد ببینم حریف من میشه یا نه

برچسب: سوتی در حد تیم ملی,سوتی صدا سیما در حد تیم ملی نمیری از خنده, نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 10:34

دیروز صبح وحید و رحیمه از کوهنوردی صبح جمعه ای که برگشتن خونه ما وحید رفت یک دوش بگیره دوباره لباس بپوشه و بره نامزدبازی منم از فرصت کمال استفاده رو کردم و عروس خانم رو برداشتم بردم تو اتاق و با همون سبک ناشیانه خودم آرایش ساده و ملایمی کردم بعدم مامان که دید خیلی خوشش اومد و گفت کاش قد ابروهاش رو هم کوتاه می کردی خلاصه منم کم نیاوردم و همونجا دست به کار شدم ابروهارو فرمی جدید دادم البته فقط قدش رو کوتاه کردم باقی کارها رو با سایه ابرو شکل دادم کلی هم از این تغییر ساده خوشم اومد و ذوق کردم خخخ

برچسب: نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 9:39

راستش نوشتن ندارد ولی همینجوری دلم خواست بنویسم چند وقتی است رفتارهای مامان تغییراتی کرده است.... مثلا چند روز است پیشنهاد می دهد که بیا برو گوشِت رو یک سوراخ دیگه هم بکن!!! روزهای اول ما یک سری تکون دادیم بعد دیدیم قضیه جدی است چون مامان پرسید زرگری ها که سوراخ می کنن مرده یا زن؟ گفتم خب مرده دیگه .. روز بعد دیدم رفته یک خانم پیدا کرده که بیا زن پیدا کردم برای سوراخ کردن گوشِت!!! یعنی باید منو بشناسی که بفهمی عمق این تعجب من را از پیگیری مامان و خلاصه امروز انتهای هفته است با خود مامان رفتم لاله گوشم را سوراخ کردم نمی دانم همینجوری حس خوبی دارم فعلا

برچسب: نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 22:09

صفحه بندی